هفدهمین جشنواره مطبوعات، خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی با انتشار فراخوانی که از سوی دبیرخانه این جشنواره در مطبوعات منتشر شده، عملا کار خود را آغاز کرده است.
این جشنواره که از معتبرترین و جدی ترین جشنواره های مطبوعاتی در سطح کشور است هر سال به ارزیابی آثار دریافتی شرکت کنندگان در بخش های مختلف آن اعم از خبر، گزارش، مقاله، سرمقاله، مصاحبه، تیتر، طنز، عکس و... می پردازد تا هم تابلویی از برترین آثار سال گذشته رسانه ها باشد و هم تشویقی برای کسانی که در این مسیر، تکاپوی بیشتر، بهتر و حرفه ای تری داشته اند.


یکی از بخش های این جشنواره، که هر سال به فراخور موضوعات بیشتر مطرح در آن سال برای رسانه ها، اضافه می شود «بخش ویژه» است که یکی از زیرمجموعه های آن نام مشخص شده سال از سوی رهبر عزیز انقلاب است و دو سه موضوع دیگر. با کمال تعجب، در فهرست موضوعاتی که امسال برای «بخش ویژه» در نظر گرفته شده است، یک عنوان «بسیار مهم» فراموش شده است که لازم است مسئولان محترم برگزاری این جشنواره، نسبت به اضافه کردن آن اقدام کنند و آن بخش مربوط به «فتنه» و «انتخابات تاریخی سال گذشته» و «حوادث مربوط و درپی آن» بخصوص «راهپیمایی تاریخی و بی نظیر نهم دی» است.

 
قابل انکار نیست که بخش اعظم بار تبیین لزوم شرکت در انتخابات بی نظیر سال گذشته و نیز مقابله با توطئه ها و سم پراکنی های دشمنان داخلی و خارجی و روشنگری های شبانه روز با مصاحبه ها، خبرها و مقالات تحلیلی و مستند را مطبوعات و سایت های اینترنتی برعهده داشته اند و عجیب است که در موضوعات ویژه مربوط به سال گذشته هیچ اشاره ای به این حادثه تاثیرگذار نشده است که به احتمال قوی، یک بی توجهی غیرعمدی بوده است که خوشبختانه برای جبران آن دیر نشده چرا که هم آثار منتشره موجود است و هم زمان ارسال آثار بخش جنبی تا پایان شهریورماه و به همین دلیل، مناسبترین اقدام، اضافه کردن این بخش از سوی دبیرخانه جشنواره هفدهم است.

 

پ . ن : یک اشتباه دیگر هم در فرم فراخوان جشنواره وجود دارد که درباره بخش ویژه ، نوشته است مطالبی که از اول فروردین ٨٩ تا پایان شهریور امسال درج شده باشند ، در حالی که طبق روال هر سال ( برای بخش ویژه ) باید از اول فروردین ٨٨ تا پایان شهریور ٨٩ باشد ؛ احتمالاً اشتباه چاپی است اما باید اطلاع رسانی آن تصحیح شود .

یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

١- بسیار خوب . طبق معمول سنواتی در جشنوارۀ امسال هم ما برنده شدیم و مطلبی که در بارۀ‌ مجید انتظامی در کیهان و ایرنا نوشته بودیم در بخش خبر به مقام دوم نایل شد اما جالب اینجا بود که همان مطلب از صفحۀ ادب و هنر کیهان با عنوان "مجید انتظامی و یک ٢٠ دیگر " دیده نشد اما حاشیه های اجرای مجید انتظامی که در ایرنا منتشر شد دوم شد . خوب البته کیهان هم حق داشت که به همین دلیل اسم ما را و عکس ما را  جزو خبرنگاران خودش نیاورد اما ما که نمی توانیم با کیهان احساس غریبگی کنیم ، تنها می توانیم از طرف هیئت داوران که مطلب کیهان را محسوب نکردند و خبر ایرنا را به حساب آوردند از شورای محترم سردبیری روزنامه عذرخواهی کنیم ! کار دیگری از دستمان بر نمی آید.

نکته ضروری برای اینکه زحمت کامنت نویسی بعضی از دوستان را پیشاپیش کم کرده باشم : آقا به حضرت عباس برنده شدن ما همه ساله است و ربطی به دولت آقای دکتر احمدی نژاد و وزارت آقایان اصولگرا ندارد ، ما در هر دوره ای از جشنواره که شرکت کردیم چه در دوره آقای رفسنجانی که با خانوم جمیله کدیور مشترکا برنده شدیم و چه در دورۀ اصلاح طلبان و چه در این سالها ، برنده شده ایم حالا گاهی اول و گاهی هم مثل حالا ! دوم ، اما عمرا اگر سوم شده باشیم !

٢- اما نمایشگاه امسال که ظاهرا آخرین سال برگزاری خود را در مکان دوست داشتنی و در دسترس مصلای امام خمینی طی کرده است ، نکته یا بهتر بگویم نکات جالبی داشت که شاید برخی خیلی به آن توجه نکردند . قبل از اینکه نکته را بگویم یکی دو مقدمه را یاد آور شوم و آن اینکه :

 اولا برای نمایشگاه کتاب ، بسیار اتفاق می افتد که کسانی از شهرستانهای دور از خراسان و یزد و کرمان و خوزستان و بوشهر و بندر عباس و ... دسته جمعی و تنها و خانوادگی و رفاقتی و کاری و ... اتوبوسی، مینی بوسی چیزی بگیرند یا سوار قطار شوند و به تهران بیایند و از غرفه های متعدد و متنوع کتابها بازدید کنند و خرمنی بر گیرند و بروند تا سالی را خوش باشند . برای نمایشگاه مطبوعات هم این اتفاق می افتد اما اندازه آن اصلا قابل مقایسه با نمایشگاه کتاب نیست و فاصلۀ جغرافیایی آن از تهران نیز هم .

مقدمۀ دوم هم اینکه همیشه نمایشگاه مطبوعات بیشتر ، محل رفت و آمد و حضور قشر نخبگان و خواص و تحصیلکردگان است و نگاه سیاسی در آن همیشه موج می زده است به همین دلیل ، نشستهای تحلیل دیدگاهها و پرسش و پاسخها در نمایشگاه مطبوعات با بیشترین بار سیاسی و اجتماعی همراه بوده و هست که این البته اتفاق مبارکی است که ما هم از آن لذت می بریم .

مقدمۀ سوم : در تهران ، رای میر حسین موسوی بیشتر از محمود احمدی نژاد بود .

با این سه مقدمه و با توجه به فراخوانهای گسترده ای که سبزها از طریق نامه های الکترونیکی و وبلاگها و سایتهای ضد انقلابی و انقلابی ! و غیره برای حضور های متعدد در نمایشگاه کرده بودند ، همچنین با در نظر گرفتن تعداد هواداران مهدی کروبی و علیرضا بهشتی و همسر آقای تاج زاده که در نمایشگاه به فراخوان سراسری حضور وی و دوستانش لبیک گفته بودند با کسانی که در این محیط موصوف ، بشدت علیه آنها  و سبزها موضع گرفتند و او را از نمایشگاه بیرون کردند که براحتی ، هم خبرهایش و هم فیلم های کاملش با یک جست و جوی ساده در همین محیط مجازی قابل دسترسی و ملاحظه است ، معلوم می شود که همه عرض اندام - اندام ؟ - سبزها تو خالی و در مقایسه با مردم و تودۀ مردم و حتی خواص و نخبگان ، ناچیز و کم شمار است . بخصوص اگر دقت کنیم که میر حسین موسوی تا در شرقی نمایشگاه هم آمد اما وقتی متوجه شد که تعداد طرفدارانش و شمار مخالفان جدی اش چه قدر است ، پیش از آنکه مانند آنهای دیگر مجبور به فرار شود ، حاضر نشدن بر سر قرار ! را ترجیح داد و برگشت و البته کار عاقلانه ای هم کرد .

این ماجرا در غرفه های نمایشگاه هم نمود داشت . مقایسه ای بین حضور مخاطبان و توجه مراجعان - چه موافقان و چه منتقدان - به غرفه هایی مثل رجا نیوز با همسایه اش تابناک ، کیهان با اعتماد ، فارس با ایسنا و نحوه حضور و میزان استقبال از کسانی چون مهدی کروبی و حسین شریعتمداری نشان می دهد که سبزها بجز های و هو چیز دیگری ندارند . به یاد بیاوریم که کسانی چون حسین شریعتمداری و محمد حسین صفار هرندی و دکتر حداد عادل ، محمد نبی حبیبی و ... چگونه به نمایشگاه آمدند و غرفه ها را در نهایت آرامش بازدید کردند و چند مصاحبۀ مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی انجام دادند و به پرسشهای متعدد و مختلف مردم در نهایت آرامش پاسخ گفتند و رفتند و آب هم از آب تکان نخورد . جالب اینجاست که زمان حضور کسانی چون شریعتمداری و صفار هرندی درست همزمان شده بود با زمان حضور کسی چون علیرضا بهشتی و از این جهت ، سبزها با کمبود نیرو و هماهنگی قبلی و فراخوان و ... هم مواجه نبودند !  

یک نکتۀ دیگر هم جالب بود : فرار مسئولان و دست اندرکاران غرفه هایی چون اعتماد ، ایسنا ، آفتاب یزد ، آیین ، روزنامۀ‌ جمهوری اسلامی ، تابناک و دیگر اصلاح طلبان از پاسخگویی و حضور قهرمانانۀ جوانانی که در غرفۀ رجانیوز ، کیهان ، فارس با تک تک منتقدان و پرسشگران ، منطقی و مستدل بحث می کردند . تاکید من بر هر دو وجه است : هم جوان بودن این افراد و هم مستدل و منطقی بحث کردنشان با مخاطبان به گونه ای که اکثر - و نه همه - آنها که می آمدند و انتقاد می کردند قانع و اگر نه قانع ، راضی از این غرفه ها خارج می شدند .

و آخرین نکته در این باب اینکه : غرفه هایی چون رجا نیوز و فارس و شما و از همه بیشتر کیهان ، غرفه هایی بودند که پاسخگوی یک جناح و یک دیدگاه تنها نبودند ؛ آنها باید دربارۀ اقدامات و رفتارهای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور پاسخگو باشند ، دربارۀ اقدامات قوۀ قضاییه و نحوۀ عمل آن جواب بدهند ، مشکلات شهری و شهرداری و اتوبوسرانی و تاکسیرانی و مترو و صدا و سیما و راهنمایی و رانندگی و آموزش و پرورش و کیفیت چاپ روزنامه ها و نشریات خودشان و دیگران را توضیح بدهند و خلاصه هر مشکل و هر کمی و کاستی و نقصانی در هر گوشۀ کشور و از سوی هر نهاد مسئول و غیر مسئولی و در یک کلمه "کل نظام" پاسخگویی کنند و این یعنی این رسانه ها ، رسانه های نظامند با همۀ خوبیها و بدیها و نقاط قوت و ضعف و اشکالات بجا و نابجایی که مطرح می شود .

و آخرین حرف من این است که این موضوع ، افتخاری برای این رسانه ها محسوب می شود که از اصل نظام و از کل نظام  دفاع می کنند ؛ نظامی که به گفته امام خمینی ، حفظ آن از نماز مهمتر است .

٣- امسال برای اولین بار دکتر احمدی نژاد نه در نمایشگاه مطبوعات و نه در مراسم اختتامیه و اهدای جوایز حاضر نشد . خیلی دوست داشتیم که بالاخره رئیس جمهور را هم در میان خود می دیدیم که میسر نشد ، اما برای ما شاید خیلی بود و نبود رئیس جمهور اهمیتی نداشته باشد آن مقدار که نبود رهبر عزیز انقلاب در این سالهای متوالی در نمایشگاه مطبوعات برای ما مهم و با معنی است .

آقا ! می دانیم برخی از ما روزنامه نگاران و برخی از ما نشریات ، طی این سالها خون به دل انقلاب و اصل نظام کرده ایم ، شما را رنجانده ایم ، شما با ما قهر کرده اید ، از آن سالهای دور که برخی از نشریات را بحق "پایگاه دشمن" نامیدید و بعدها دیدیم که دشمن از این " پایگاه" ها ، چه بهره ها که نمی برد و می دانیم که این خدمتگزاری به دشمن هنوز هم در برخی ادامه دارد چرا که می بینیم آنها بهترین جایی که برای پناه بردن می یابند همانا آغوش دشمن است ، اما ، اما :

همه این طور نیستند ، اکثر خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات به کشورشان و به رهبر عزیزشان عشق می ورزند و یک تار موی او را به صد ها هزار به به و چه چه دشمن نمی فروشند ، با ما قهر نباش آقا ! ما "سرباز" تو و این نظام مقدس هستیم در این "جنگ فرهنگی" ، و چه باک اگر در این "جبهه" ، شهید یا زخمی یا بی آبرو شویم که البته آبرو دادن در این راه از شهید و زخمی شدن سخت تر و  برای ما شیرینتر است ...

پ . ن : این عکسها را هم برای یادگاری خودم می گذارم : + ، + ، + ، +، +، +، +،

چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()